حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
214
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نگاه خواهد داشت روانهء فارس شدند امّا سبكرى كافر نعمت كه قبلا با مقتدر خليفه ساخته و فارس را بنام خود از او بمقاطعه گرفته بود هر دو مخدومزاده را دستگير نمود و ايشانرا به آن حال ببغداد فرستاد و خود كاملا در فارس مستقلّ گرديد . در سال 297 ليث بن على به قصد سبكرى بفارس لشكر كشيد و آنجا را از دست سبكرى گرفت ليكن مقتدر خليفه از طرفى مونس خادم و از طرفى ديگر حسين بن حمدان والى قم را كه ذكر هر دو در فصل آل بويه گذشت به يارى سبكرى بفارس فرستاد و ايشان بعد از مدّتى زدوخورد و گفتگو عاقبت در نتيجهء جنگى ليث بن على را در غرّهء محرّم 298 مغلوب و دستگير كردند و مونس او را ببغداد پيش مقتدر خليفه فرستاد . 5 - ابو على محمد بن علىّ بن ليث ( محرّم 298 - ذى الحجهء 298 ) بعد از اسير شدن ليث بن على مردم سيستان بر برادر او ابو على محمّد بيعت كردند و اين امير در اين تاريخ فقط بر سيستان و قسمت شرقى ممالك صفّارى يعنى بست و كابل و غزنين امارت داشت چه خراسان را امير اسماعيل سامانى از زمان غلبهء بر عمرو ليث تصرّف كرده و فارس و كرمان را هم سبكرى بنام مقتدر خليفه اداره مينمود . پس از رسيدن خبر جلوس ابو على محمّد بمقتدر ، خليفه باحمد بن اسماعيل سامانى نوشت و به او دستور داد كه لشكر بسيستان بفرستد و آنجا را فتح و بممالك خود ضميمه نمايد . احمد هم حسين بن على مرورودى را بسپهسالارى اردوئى روانهء سيستان نمود . حسين بن على پس از جنگ سختى شهر زرنج را گشود و ابو على محمّد از آنجا ببست گريخت . بعد از چندى امير سامانى با سيمجور از غلامان خود بسيستان آمد و بر معدّل بن على برادر ابو على محمّد كه هنوز در قلعهاى از شهر سيستان مقاومت ميكرد دست يافت و ابو على را هم يكى از سرداران او در بست دستگير نمود و به اين ترتيب سيستان از دست آل صفّار بيرون رفت و سيمجور از طرف امير احمد سامانى